X
تبلیغات
حکایت و حال - علی اصغر بهرامی

حکایت و حال

• یادداشتهایی پیرامون هنر

 

vonnegut 

 برگردیم به موسیقی. آدمیان عملا با موسیقی بیشتر به زندگی علاقه مند می شوند تا بدون موسیقی. با آنکه من صلح طلب هستم حتی دسته های موزیک نظامی هم مرا سرخوش می کند. و من به راستی اشتراوس و موتزارت و دیگران را دوست می دارم , اما آمریکاییان ِ آفریقایی تبار به زمانی که هنوز در اسارت بردگی بودند هدیه ای به جهانیان عرضه کردند که قیمتی برای آن متصور نیست , و این هدیه چنان بزرگ است که اگر هنوز هم بسیاری از خارجیان دست کم کمی ما را دوست دارند صرفا به خاطر ِ همین هدیه ی بزرگ آفریقایی تباران است. اپیدمی افسردگی در سراسر ِ جهان گسترده است و درمان ویژه ی این افسردگی همان هدیه ی آفریقایی تباران است که "بلوز" نام دارد  ...... افسردگی را نمی توان به کلی از خانه راند و خانه را به کلی از آن پاک کرد اما می توان افسردگی را با موسیقی نواخت. پس خواهش می کنم این نکته را به خاطر بسپارید. خارجیان ما را به خاطر "جاز" دوست می دارند. و به خاطر آزادی و عدالتی که مدعی آن هستیم از ما بیزار نیستند.

 

• قسمتی از رمان مردی بدون وطن اثر ِ کرت ونه گوت

• طرح بالا اثر ِ کرت ونه گوت می باشد

 


برچسب‌ها: مردی بدون وطن, کرت ونه گوت, علی اصغر بهرامی
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم خرداد 1391ساعت 11:55 بعد از ظهر  توسط ح.ذ.خ  |